sabtefarda

ثبت شرکت

sabtefarda

ثبت شرکت

اقسام مختلف شرکتها:



1- شرکت تعاونی
2- شرکت تضامنی
3- شرکت نسبی
4- شرکت سهامی اعم از عام و خاص
5- شرکت با مسئولیت محدود
6- شرکت مختلط سهامی
7- شرکت مختلط غیرسهامی



در ماده 20 قانون تجارت شرکتهای تجاری با عناوین سهامی ، با مسئولیت محدود، تضامنی ، نسبی، مختلط سهامی و مختلط غیر سهامی و تعاونی شمارش شده اند.
تخستین پرسشی که درتقسیم بندی شرکتهای تجاری نیازمند پاسخگویی است ناظر به معیار ملاک تعیین و تشخیص شرکت تجاری است .اینکه آیا ملاکهایی مانند موضوع شرکتو توع فعالیت آن ملاک مناسب برای این منظور است ، یا اینکه علاوه بر قواعد کلی تعریف تاجر در مواد 1و2 قانون تجارت که بیشتر بر اشخاص حقیقی قابلیت اعمال دارد ، ناگزیر بایستی به سایر قواعد خاص مربوط به اشکال و قالبهای مقرر در قانون توجه نمود ؟
اعمال معیار نخست ، یعنی موضوع و هدف ، مشکلاتی را به همراه دارد . چرا که ماده 2 لایحه اصلاحی قانون تجارت1347 مقرر می دارد: " شرکت سهامی شرکت بازرگانی محسوب می شود ولو اینکه موضوع عملیات آن امور بازرگانی نباشد" مفهوم ماره مزبور ، این ملاک را رد و صرفا قالب قانونی شرکت را معرف تجارتی به هفت نوع ونیز بند 4 ماده 3 همان قانون ضمن تجارتی شمردن " کلیه معاملات شرکتهای تجارتی" به اعتبار تاجر بودن شرکت نتیجه حاصل از ماده 2 لایحه اصلاحی را مورد تایید قرار داده است . همچنین قانون گذار در مواد94( در تعریف شرکت با مسئولیت محدود) 116 ( ناظر به تعریف شرکت تضامنی) 141 ( در تعریف شرکت مختلط غیر سهامی) 183( مربوط به تعریف شرکت نسبی) عبارت " برای امور تجارتی" را به عنوان عنصری از تعریف شرکتهای مزبور به کار برده است. لذا باید بر آن بود که شرکتهای ششگانه یاد شره صرف نظر از موضوع و هرف آن تجارتی بوده و مشمول مقررات حاکم بر تجاوز و روابط تجارتی هستند.
در مورد شرکتهای تعاونی وضعیت متفاوت است. چرا که به نظر می رسد قانون گذار مبخث هفتم از فصل اول قانون تجارت ، بر خلاف سایر شرکتها ی تجاری ششگانه فوق ، قصد معرفی شرکت تعاونی به عنوان قالب چهار چوبی خاص را نداشته است . زیرا که به موجب ماره 193 آن قانون:
" شرکت تعاونی اعم از تولید یا مصرف ممکن است مطابق اصول شرکت سهامی یا بر طبق مقررات مخصوصی که با تراضی شرکا ترتیب داده شده باشد تشکیل شود" و ماره 194 پیش بینی نموده : " در صورتی که شرکت تعاونی تولید یا مصرف مطابق اصول شرکت سهامی تشکیل شود....."
با ملاحظه مفاد دو ماده ذکر شده به نظر می رسد مقررات قانون تجارت راجع به شرکتهای تعاونی نه تنها راهگشا نبوده بلکه خود ابهاماتی را ایجاد خواهد نمود، به ویژه آنکه شرکتهای تعاونی را میتوان مطابق اصول شرکت سهامی تاسیس نمود.
به ویژه آنکه شرکتهای تعاونی را می توان مطابق اصول شرکت سهامی تاسیس نمود . لکن قانون شرکتها ی تعاونی مصوب 1350 و متعاقب آن " قانون بخش تعاونی اقتصادی جمهوری اسلامی ایران سال 1370" مقررات خاصی راحع به شرکتهای تعاونی وضع نمودند به گونه ای که دیگر نمی توان این نوع شرکت را مشمول مقررات قانون تجارت نامید . به علاوه به موجب قانون اخیر و در راستای اجرای اصل 44 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران وزارت تعاون تاسیس گردید.
ماده 1 این قانون هدفهای شرکت تعاونی را در هفت بند تقسیم می نماید که هیچ یک ناظر به امور تجاری نیستند، بلکه بیشتر دستاوردهای اجتماعی و اقتصادی کلان و از جمله توزیع ثروت را مد نظر دارند. با این قانون مداخله دولت در امور شرکتهای تعاونی به صورت مستقیم تجویز گردید، به نحوی که در ماده 69 کلیه شرکتهای تعاونی مکلف گردیدند تا ظرف مدت 6 ماه اساسنامه خود را با اساسنامه نمونه و متحدالشکل در وزارت تعاون تطبیق نمایند، در غیر این صورت از مزایای شرکت تعاونی محروم می گردند . افزون بر این ، صدور مجوز تاسیس شرکت تعاونی و نظارت بر تشکیل آن بر عهد ه وزارت تعاون قرار گرفت. با توضیح بالا وزارت تعاون مجوز ثبت اساسنامه شرکت تعاونی را در چهار چوب اهداف هفتگاه مقرر در ماده یک می دهد . معذلک و به منظور حفظ حقوق بستانکاران به موجب تبصره یک ماره 54آن قانون تنها تصفیه شرکتهای تعاونی مشمول مقررات قانون تجارت قرار دارد . بنابر این قانون گذار شرکتهای تعاونی را از دسته بندی شرکتهای تجاری و مشمول مقررات قانون تجارت جز در انحلال و تصفیه خارج ساخته و منحصرا تابع قانون بخش تعاون قرار داده است.
از آنجا که تفکیک میان هدفهای تجاری و غیر تجاری شرکتهای تعاونی با توجه به موارد چند گانه مذکور در ماده یک قانون تعاون ، ممکن است در عمل مشکل باشد و اشخاص با سوء استفاده از شکل شرکت تعاونی به امر تجارت مبادرت ورزند ، لذا بهتر است شرکتهای تعاونی که هدف و موضوع آنها متضمن اشتغال به امری تجاری است ، از هر حیث مشمل مقررات حاکم بر تجار قلمداد گردند.
با توضیات بالا و صرف نظر از مشکلات مربوط به تعریف و جایگاه شرکت تعاونی در این تقسیم بندی ، مناسب ترین معیار برای طبقه بندی شرکتهای تجاری یکی از دو معیار سرمایه و شخصیت شرکا  و اهمیت نقش سرمایه و یا اعتبار شخصی شرکا به ویژه در تعیین میزان مسئولیت آنان است. به عبارت دیگر برای قرار گرقنت هر شرکت در یکی از گروهها ابتدا بایستی تعیین نمود که آیا اولا اصالت و اهمیت با سرمایه است یا اعتبار شخصی شرکا تعیین کننده می باشد و ثانیا حدود و میزان مسئولیت شرکا چگونه مشخص می گردد بر این اساس شرکتهای تجاری را میتوان به سه گروه " شرکتهای سرمایه" شرکتهای شخص" و " شرکتهای مختلط " تقسیم نمود.شرکتهای سهامی و با مسئولیت محدود در گروه اول، شرکتهای تضامنی و نسبی در گروه دوم و بالاخره شرکتهای مختلط سهامی و مختلط غیر سهامی در گروه سوم قرار می گیرند.
شرکتهای مختلط از یک سو به اعتبار شرکای ضامن ، تضامنی واز سوی دیگر به اعتبار شرکای سهامدار یا با مسئولیت ، به ترتیب سهامی یا با مسئولیت محدود محسوب می گردند. در این نوع شرکتها ، به دلیل رابطه مستقیم ایجاد مسئولیتها با نحوه مدیریت شرکت، اداره شرکت بر عهده شرکای ضامن اس

 

  

کلیات ثبت شرکت

 

بخش اول: تعریف شرکت


در قانون تجارت ایران تعریفی از شرکت تجاری دیده نمی شود. برعکس، قانون مدنی شرکت را تعریف کرده است؛ اما آیا تعریف قانون مدنی از شرکت با آنچه در مورد شرکت تجاری صادق است مطابقت دارد یا خیر؟ پاسخ به این پرسش موکول به این است که ابتدا شرکت مدنی را بشناسیم. این موضوع را در مبحث اول بررسی می کنیم. مبحث دوم را نیز به تعریف شرکت تجاری اختصاص خواهیم داد.


    تعریف شرکت مدنی
    تعریف شرکت تجاری


مبحث اول: تعریف شرکت مدنی


در حقوق مدنی، شرکت به دو معنای عام و خاص به کار رفته است در معنای عام، شرکت عبارت از عقدی است که در آن طرفین، سرمایه یا کار خود را برای رسیدنبه سودی خاص جمع می کنند. در این معنا، علاوه بر عقد شرکت، که موضوع مواد 571 به بعد قانون مدنی است، عقد مضاربه، عقد مزارعه و عقد مساقات هم از مصادیق شرکت حساب می آیند در معنای خاص، شرکت یکی از عقود معینی است که همراه با اشاعه در حق مالکیت ایجاد می شود. معمولاً هرگاه در حقوق مدنی از شرکت صحبت می شود، مقصود همین نوع اخیر است.
به موجب ماده 571 قانون مدنی: « شرکت عبارت است از اجتماع حقوق مالکین متعدد در شیء واحد به نحو اشاعه». این شرکت ممکن است اختیاری یا قهری باشد(ماده 572 ق.م). شرکت قهری بر توافق شرکا استوار نیست، بلکه در نتیجۀ  اجتماع حقوق مالکان، به سبب امتزاج یا ارث تحقق می یابد(ماده 574 ق.م) برعکس، شرکت اختیاری حاصل ارادۀ طرفین است؛ زیرا « یا در نتیجه عقدی از عقود حاصل می شود یا در نتیجۀ عمل شرکاء، از قبیل مزج اختیاری یا قبول مالی مشاعاً در ازای عمل چند نفر و نحو اینها» (ماده 573 ق.م).
از ملاحظه ماده 571 قانون مدنی استنباط می شود که شرکت، حالتی است که در آن چند نفر به طور مشاع، مالک مال واحدی هستند؛ یعنی هر یک در جزء جزء مال دارای حق مالکیت اند. در این تعریف به اسباب مالکیت مشاع اشاره نشده است که ممکن است یا ناشی از ارادۀ شرکا باشد یا به صورت قهری تحقق پیدا کند.
آنچه در قانون مدنی جلب توجه می کند این است که امکان دارد مالکیت مشاع ناشی از هر عقدی که چنی حالتی را ایجاد می کند، و منحصر به عقدی با نام و عنوان شرکت نیست؛ یعنی عقدی که در آن طرفین توافق کنند حقوق مالکیت اختصاصی خود را مخروج و مالکیت مشترکی ایجاد کنند. همان طور که در ماده 573 قانون مدنی آمده است، شرکت اختیاری ممکن است در نتیجه عقدی از عقود ایجاد شود؛ مانند اینکه مالکی نیمی از مال خود را به دیگری بفروشد، یا صلح یا هبه کند. در این گونه مثال ها، سبب مالکیت مشترک(شرکت) در حقیقت عقدی است که عنوان بیع یا صلح یا هبه دارد، نه عقدی به نام شرکت.
در فقه و حقوق مدنی ایران، درباره وجود عقدی مستقل به نام «شرکنت» تردیدهایی وجود داشته است معدودی از مؤلفان منکر موجود این عقد هستند. به عقیده اینان، شرکت نتیجه امتزاج و اشاعه در مالکیت است و این نتیجه ممکن است یا بر اثر یکی از عقود معین(که شرکت در شامل نمی شوند) حاصل شود یا به طور قهری، برعکس، جمعی دیگر برای عقد شرکت اصالت قائل شده اند. این گروه عقد شرکت را در ایجاد اشاعه مؤثر دانسته و آن را در کنار بیع، صلح و معاوضه، در زمرۀ عقود معین شمرده اند. ظاهراً قانون مدنی نیز همین نظر را اتخاذ کرده است؛ چه شرکت را در ذیل مبحث مربوط به عقود معین آورده است.
اما در حال حاضر، عقیده غالب این است که اجتماع مالکیت اشخاص متعدد در شی ء واحد می تواند به موجب عقدی صورت گیرد که عقد شرکت نام دارد. این عقد را چنین تعریف کرده اند: «عقدی است که به موجب آن دو یا چند شخص، به منظور تصرف مشترک و تقسیم سود و زیان و گاه به مقصود دیگرف حقو خود را در میان می گذارند تا به جای آن مالک سهمی مشاع از این مجموعه شوند». در این تعریف، عقد شرکت از اشاعۀ ساده جدا می شود و شرکت در ایجاد آن هدفی خاص را دنبال می کنند که می توانند یا به صورت بردن و تقسیم سود مادی باشد یا جنبه اخلاقی و اجتماعی داشته باشد؛ مانند کمک به درماندگان و تشویق دانشمندان و محققان.
باید پرسیدد آیا این تعریف را می توان به شرکت به مفهوم قانون تجارت تسری داد یا خیر. پاسخ، البته منفی است؛ اما نفی تعریف مزبور جنبه مطلق ندارد؛ چه همان طور که خواهیم دید، بعضی از عناصر تعریف مزبور در تعریف شرکت جاری نیز به چشم می خورد. آنچه باید گفت این است که:
اولاً در شرکت به مفهوم تجاری، هدف شرکا چیزی جز بردن سود و تقسیم آن میان خود نیست. بنابراین، تشکیلاتی که برای هدف های اخلاقی و اجتماعی و امثال اینها تأسیس و به اصطلاح «انجمن» نامیده می شوند، شرکت تجاری به حساب نمی آیند؛
ثانیاً در شرکت مدنی، ارتباط شخصیتی شرکا ب مال مشاع محو نمی شوند؛ در حالی که در شرکت تجاری شخصیت جمعی شرکا که از آن به «شخصیت حقوقی تعبیر می شود مالک مال می گردد. در واقع، در شرکت مدنی فرض بر این است که تعبیر می شود مال مال می گردد. در واقع، در شرکت مدنی فرض بر این است که امول شرکا به خودشان تعلق دارد و سود و زیان ناشی از اداره شرکت به خود ایشان برمی گردد؛ حال آنکه، همان طور که خواهیم دید؛ شرکت تجاری دارای شخصیت حقوقی است و مال مشاع که توسط شرکا در میان گذاشته می شود، متعلق به شرکت، یعنی شخص حقوقی است.
اما چگونه می توان شرکت تجاری را از شرکت مدنی باز شناخت؟ این سؤالی است که با تعریف شرکت تجاری (در مبحث دوم) سعی در پاسخگویی به آن داریم.


مبحث دوم: تعریف شرکت تجاری


همان طور که گفتیم قانون  تجارت ایران، تعریفی از شرکت تجاری ارائه نکرده و در واقع، در ماده 20 که فصل اول از باب سوم قانون تجارت با آن آغاز می شود، فقط به شمارش اقسام مختلف شرکت تجاری پرداخته است.
علت سکوت قانون گذار ایران این است که در قانون تجارت فرانسه که الگوی قانون تجارت ما بوده است نیز شرکت تجاری تعریف نشده است؛ اما سکوت قانون تجارت فرانسه توجیه شدنی است؛ زیرا قانون مدنی این کشور در ماده 1832 شرکت را تعریف کرده است و قانون گذار فرانسه ضرورتی به تکرار آن در قانون تجارت ندیده است؛ در حالی که تقلید صرف قانون گذار ایران از قانون تجارت فرانسه خلثی قانونی ایجاد کرده است؛ چرا که آنچه در قانون مدنی ما در تعریف شرکت آمده با خقیقت شرکت در حقوق تجارت متفاوت است. در واقع، در حالی که شرکت در حقوق تجارت ما ریشه در حقوق اروپایی دارد، شرکت در حقوق مدنی، در درجه اول متکی بر موازین فقهی است.
در تعریف شرکت تجاری، استادان متقدم حقوق تجارت پاسخ های متفاوتی داده اند. به عقیدۀ دکتر ستوده تهرانی: «شرکت تجارتی عبارت است از سازمانی که بین دو یا چند نفر تشکیل می شود که در آن هر یک سهمی به صورت نقد یا جنس یا کار خود در بین می گذارند تا مبادرت به عملیات تجارتی نموده و منافع و زیان های حاصله را بین خود تقسیم کنند».این تعریف دو نقص عمده دارد که هر دو از مجموع مقررات قانون تجارت و لایحه قانونی 1347 در مورد شرکت های سهامی استنباط می شود. اولین نقص این است که در آن به شرکت نه به عنوان یک قرارداد بلکه به عنوان یک مؤسسه و سازمان (یک شخص حقوقی) نگریسته می شود؛ در حالی که شرکت ، پیش از هرچیز، یک قرارداد است. نقص دیگر این است که شرکت را تنها مؤسسه یا سازمانی تلقی می کند که مبادرت به عملیات تجارتی می کند، در صورتی که می دانیم گاه شرکت، به صرف اینکه در قالب شرکت هایی ایجاد شده که در ماده 20 قانون تجارت ذکر شده اند، شرکت تجارتی تلقی می شود، حتی اگر عمل غیر تجارتی انجام دهد. در واقع، ماده 2 لایحه قانونی 1347 در مورد شرکت سهامی مقرر کرده است: «شرکت سهامی شرکت بازرگانی محسوب می شود ولو اینکه موضوع عملیات آن امور بازرگانی نباشد». البته چون تعریف دکتر ستوده تهرانی پیش از تصویب لایحۀ اخیر ارائه شده است،  اشکال دوم فقط به خود تعریف وارد است و نباید بر عدم آگاهی ایشان حمل شود.
دکتر منصور صقری نیز در مقاله ای محققانه، پس از بررسی مواد مختلف قانون تجارت، شرکت تجارتی را چنین تعریف کرده است: «شرکت عهدی است که به وسیله آن دو یا چند شخص توافق می کنند آورده هایی را به منظور تقسیم منافع احتمالی، مشترکاً مورد تجارت قرار دهند». این تعریف سه ایراد دارد:
اول اینکه برعکس تعریف دکتر ستوده تهرانی، در این تعریف، شرکت مؤسسه محسوب نشده است، بلکه از آن فقط به عنوان یک عهد (قرارداد) یاد می شود. همان طور که گفتیم، شرکت یک قرارداد است. اما شرکت معنای دیگری نیز دارد. در واقع، آورده های شرکا به این منظور جمع می شود که دارایی مستقلی از دارایی هر یک از شرکا تشکیل شود و این دارایی به امری اختصاص دارد که شرکت برای به انجام رساندن آن ایجاد شده است. به همین دلیل در اینجا از شخص حقوقی صحبت می شود که همان شرکت است. مطالعه قوانین و مقررات تجاری نشان می دهد که در این مقررات، شرکت بیشتر  یک شخص حقوقی تلقی شده است تا یک قرارداد.
دوم اینکه در این تعریف فقط به « تقسیم منافع احتمالی» اشاره شده است، حال آنکه مسلم است شرکا در زبان های احتمالی نیز سهیم اند.
سوم اینکه شرط تجارتی بودن شرکت را تجارتی بودن عمل شرکت می داند؛ در حالی که شرکت تجارتی ممکن است، به صرف شکل آن، تجارتی تلقی شود، حتی اگر به عمل غیر تجارتی بپردازد.
واقعیت این است که در حقوق ایران شرکت تجارتی شرکتی است که یا به موجب مقررات قانون تجارت و یا به موجب لایحه قانونی 1347 تشکیل می شود و یا به صورتی غیر از آن، ولی مبادرت به عملیات تجارتی می کند. در صورتی که شرکت به صورت یکی از شرکت های موضوع ماده 20 قانون تجارت باشد گاه به صرف صورت،  شرکت تجارتی محسوب می شود، حتی اگر معاملات غیر تجارتی انجام دهد( مانند آنچه در ماده 2 لایحه قانونی 1347 در مورد شرکت های سهامی عام و خاص آمده است) و گاه امکان تشکیل شرکت تجارتی وجود ندارد، مگر آنکه موضوع آن تجارتی باشد(مانند آنچه در مورد شرکت تضامنی و نسبی صادق است). ماده 220 قانون تجارت نیز شرکت هایی را که به صورت یکی از شرکت های مندرج در قانون تجارت در نیامده باشند، در صورتی که به امور تجارتی  بپردازند، شرکت تضامنی تلقی کرده که از انواع شرکت های تجارتی است.
با توجه به آنچه گفتیم، شرکت تجارتی را می توان چنین تعریف کرد: «شرکت تجارتی، قراردادی است که به موجب آن دو یا چند نفر توافق  می کنند سرمایه مستقلی را که از جمع آورده های آنها تشکیل می شود، ایجاد کنند و به مؤسسه ای که برای انجام مقصود خاصی تشکیل می گردد، اختصاص دهند و در منافع و زیان های احتمالی حاصل از به کارگیری سرمایه سهیم  شوند».



 

Foreign Company Branch


 

 

 Foreign Company Branch 

 
The Article 2 of the Regulations for Execution of the Act Permitting Registration of Branches or Representatives of Foreign Companies provides that the Branch of a foreign company is considered as a local unit of main company, dependant upon the latter company, which directly carries out the subject matter and duties of the main office locally by their representative(s).
 
Responsibilities of a foreign company 
 
The activities of the Branch office in Iran shall be under the name and responsibility of the main company. Therefore, the main company shall hold full responsibility for all the tasks and legal commitments and shall bear.
 
 The requirements for registration of a Foreign Company Branch
 
Foreign companies applying for establishment and registration of a Branch Office in Iran should prepare the following documentations and submit the same to the Registration Office for Companies and Industrial Property.
 
Written application/request by the company; 
2-Certified copy of the main company’s articles of association, notice of establishment of the main company and the latest changes recorded changes at the competent offices; 
The last confirmed financial statement of the company;
A detailed report including relevant information on the activities of the company
 
The comprehensive report shall include:
 
a) The information related to the activities of the Company; 
b) Reasons justifying and the necessity of the registration of Branch in    
   Iran;
c) Type of the branch office, its scope authorities and its place of 
    activities;
d) An estimation on the number of the required local and foreign personnel;
 
e) The manner of providing for the national and foreign currency sources required to run the branch affairs.
 
5- Submission of a letter of Introduction (reference)from a Governmental Organization, if a contract is concluded with such Organization;
 
6- An application for registration of a branch of a foreign company;
 
7- The certificate attesting registration of the foreign (main) Company;
 
8- Letter of authorization of representative(s) of the foreign company;
 
9- A letter of undertaking to the effect that if the activity permit of the Branch Office is announced as null and void by the competent authorities, within the period prescribed and communicated by the Registration Office for Companies and Industrial Property, the Branch Office shall take all the required steps for its liquidation and shall introduce the liquidator;
 
10-All the above documentation that are prepared in a foreign country, after certification by the competent authorities (such as Registration Office for Companies) and the Ministry of Foreign Affairs of the same country, shall be legalized by the Iranian Consulate in the country of origin. These documents shall then be officially translated into Farsi. The translated text shall be further confirmed by the Technical Office of Ministry of Justice in Tehran and shall be submitted to the Registration Office for Companies and Industrial Property along with their original text.
 
4- Representative(s) of a foreign Company 
 
The Representative of Foreign Company is a natural person or a legal entity, which, in accordance with the provisions of the respective contract, undertakes carrying out a part of subject matter and tasks of the Main Company.
 
5- The commitments the representative(s) of a foreign company
 
The Representative(s) of a foreign company shall be responsible for the activities carried out locally on behalf of the main company.
 
6- Administration of the Representative’s affairs:
 
Administration of the representative’s affairs shall be taken care of by one or more natural persons residing in Iran under the Regulations for Execution of the Act Permitting Registration of Branch Offices or Representatives of Foreign Companies in Iran.
 
- The requirements for registration of a representative in Iran
 
I)If a natural person is the representative of a foreign company, the original and official Farsi translation of the following documents shall be submitted to the Registration Office of Companies:
 
1-Certified copy of the “Representative Contract” with the foreign company;
2-Copy of Birth Certificate;
3-Address of the place of residence of the representative and place of the representative;
4-Papers indicating the background of the applicant for the registration of the representative in the line of business stipulated in the contract;
5-Certified copy of Articles of Association of the foreign company, Notice of its Establishment and Registration, and a copy of the latest changes recorded by the relevant Authorities.
6-A report stating the activities of the main company and the reasons justifying the establishment of the representative;
7-The last confirmed financial statement of the company;
8-A letter of Introduction (Reference) by the relevant Ministry    (If a contract has been concluded with the said organization);
9-Application for Registration of a foreign company’ Branch;
10-Certificate of registration of the foreign company;
11-Letter of Authorization of the Iranian representative;
12-All the above documentation that are prepared in a foreign country, after certification by the competent authorities (such as Registration Office for Companies) and the Ministry of Foreign Affairs of the same country, shall be legalized by the Iranian Consulate in the country of origin. These documents shall then be officially translated into Farsi. The translated text shall be further confirmed by the Technical Office of Ministry of Justice in Tehran and shall be submitted to the Registration Office for Companies and Industrial Property along with their original text.

زمینه‌های فعالیت برای شرکت‌های خارجی

ثبت نمایندگی شرکت خارجی

ثبت نمایندگی شرکت خارجی


 

1 – ارائه خدمات بعد از فروش کالاها یا خدمات شرکت خارجی
در صورتی که شرکت‌های خارجی اقدام به فروش کالا یا خدمات به اشخاص ایرانی بنمایند، برای ارائه خدمات بعد از فروش (گارانتی – وارانتی) می‌توانند تقاضای ثبت شعبه یا نمایندگی شرکت خارجی را بنمایند.
2 – انجام عملیات اجرائی قراردادهایی که بین اشخاص ایرانی و شرکت خارجی منعقد می‌شود.
در خصوص شروع عملیات اجرایی و انجام موضوع قراردادهای منعقده بین اشخاص ایرانی (اشخاص حقیقی، اشخاص حقوقی اعم از خصوصی و دولتی) و شرکت‌های خارجی، طرف خارجی می‌تواند تقاضای ثبت شعبه یا نمایندگی خود را  نماید.
3 – بررسی و زمینه‌سازی برای سرمایه‌گذاری شرکت خارجی در ایران
مقدمتآ باید گفت شرکت‌های خارجی که قصد سرمایه‌گذاری در ایران را دارند، به دو نحو زیر می‌توانند اقدام نمایند:
الف: در چهارچوب مقررات «قانون مربوط به جلب و حمایت سرمایه‌های خارجی» مصوب آذرماه 1334 از طریق مراجعه به سازمان سرمایه‌گذاری و کمک‌های اقتصادی و فنی ایران و تسیلم مدارک و اخذ مصوبه هیأت وزیران جهت سرمایه‌گذاری.
ب : مشارکت مستقیم با اشخاص حقیقی و حقوقی ایرانی از طریق ایجاد شرکتهای تجاری یا سهیم شدن در شرکتهای تجاری موجود
در ارتباط با بررسی و زمینه‌سازی برای اقدام در زمینة دو مورد فوق، شرکتهای خارجی می‌توانند اقدام به تاسیس شعبه یا نمایندگی نمایند.
4 – همکاری با شرکت‌های فنی و مهندسی ایرانی برای انجام کار در کشورهای ثالث.
در مواردی که شرکت‌های فنی و مهندسی ایرانی برای انجام امور صنعتی، فنی، عمرانی و غیره در کشورهای ثالث انتخاب شده و جهت انجام امور مربوطه با یک یا چند شرکت خارجی قرارداد مشارکت منعقد نموده باشند شرکت‌های خارجی طرف قرارداد با ارائه مدارک لازم می‌تواننند نسبت به ثبت شعبه یا نمایندگی خود در ایران اقدام نمایند.
همچنین شرکتهای فنی و مهندسی خارجی که برای انجام پروژه‌هائی در کشور ثالث انتخاب شده‌اند، و جهت انجام اینگونه پروژه‌ها با شرکتهای فنی و مهندسی ایرانی طی قرارداد مشارکت داشته باشند، می‌توانند نسبت به ثبت شعبه یا نمایندگی خود در ایران اقدام نمایند.
5 – افزایش صادرات غیر نفتی جمهوری اسلامی ایران و انتقال دانش فنی و فناوری.
شرکت‌های خارجی که در پیشبرد صادرات محصولات غیر نفتی از قبیل تولیدات صنعتی و کشاروزی و صنایع دستی و .... فعالیت باشند.
شرکت‌های خارجی که دانش فنی Know – how)) ساخت محصولات را به اشخاص ایرانی منتقل می‌نمایند.
و شرکت‌های خارجی که فناوری (تکنولوژی) محصولات صنعتی را در اختیار داشته و در ارتباط با ایجاد تأسیسات و کارخانه‌ها و کارگاههای مختلف جهت تولید انواع محصولات اقدام به انتقال فناوری به اشخاص ایرانی می‌نمایند، می‌توانند نسبت به ثبت شعبه و نمایندگی خود در ایران اقدام نمایند.
6 – انجام فعالیت‌هایی که مجوز آن توسط دستگاههای دولتی که به طور قانونی مجاز به صدور مجوز هستند صادر می‌گردد از قبیل ارائه خدمات در زمینه‌های حمل و نقل، بیمه و بازرسی کالا، بانکی، بازاریابی و غیره.
شرکت‌های خارجی که در ارتباط با رائه خدمات در زمینه‌های مختلف با یکی از دستگاههای دولتی ایران دارای قرارداد باشند و یا برای ارایه خدمات در زمینه‌های مذکور محتاج به اخذ مجوز از دستگاههای دولتی خاص باشد که قانونآ مجاز به صدور مجوز فعالیت باشند، می‌توانند نسبت به ثبت شعبه و نمایندگی خود در ایران اقدام نمایند. ارائه خدمات در زمینه‌های حمل و نقل اعم از دریایی، هوایی، زمینی (جاده‌ای و ریلی) با اخذ مجوز از سازمان‌های ذیربط مانند سازمان حمل و نقل و پایانه‌های کشور میسر است و همچنین فعالیت در زمینه بانکی با اخذ محوز از بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران مجاز می‌باشد و همینطور سایر دستگاههای مسؤول می‌توانند در زمینه‌های یاد شده مجوز فعالتی صادر نمایند.

چه شرکتهایی مجاز به ثبت شعبه یا نمایندگی در ایران هستند؟


 

ثبت نمایندگی شرکت خارجی

ثبت نمایندگی شرکت خارجی

آئین‌نامه اجرائی قانون اجازه ثبت شعبه یا نمایندگی شرکت‌های خارجی تحت شماره 930 – 78 / م / ت 19776 مورخ 12/2/1378 به تصویب هیأت وزیران رسید. بر اساس ماده یک آئین‌نامه، شرکت‌هایی که در کشور محل ثبت خود شرکت قانونی شناخته می‌شوند – یعنی بر اساس قوانین و مقررات کشور متبوع خود تشکیل شده و دارای شخصیت حقوقی ثبت شده هستند می‌توانند برای فعالیت در ایران در زمینه‌هایی که ذکر خواهد شد بر اساس قوانین و مقررات مربوطه اقدام به ثبت شعبه یا نمایندگی خود نمایند.
ثبت شعبه یا نمایندگی شرکت خارجی در ایران مشروط به عمل متقابل کشور متبوع شرکت خارجی می‌باشند، یعنی اگر در کشور متبوع شرکت خارجی شعب یا نمایندگیهای شرکت‌های ایرانی به ثبت برسند آن شرکتها نیز می‌توانند نسبت به ثبت شعبه یا نمایندگی شرکت خود در ایران اقدام نمایند.